محمد مهدى ملايرى
348
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
از مآخذ قديم كه در دست است برنمىآيد كه در ادبيات منسوب به دورهء ساسانى جز آنچه از تاريخ سنّتى ايران نقل كرديم و جز همين سخنان حكمتآميز اخلاقى اثر ديگرى منسوب به هوشنگ وجود داشته و يا آنكه دربارهء اين شاه عقايدى جز آنچه ذكر شد بر سر زبانها بوده است . ولى در بعضى از كتابهاى متأخر مطالب ديگرى دربارهء هوشنگ و همين كتاب جاودان خرد آمده كه هرچند به درستى معلوم نيست كه آيا اين مطالب از مآخذ قديمترى در آنها راه يافته و يا اينكه طبق نظر بعضى از محققان از ساختهها و پرداختههاى همين قرنهاى اخير است . ولى چون در هر حال معرفت بدان مطالب از نظر وقوف بر آنچه دربارهء اين نام باستانى و اين كتاب گفته يا نوشتهاند ضرورى به نظر مىرسد ؛ ازاينرو به بعضى از آنها در اينجا اشاره مىشود . صاحب دبستان المذاهب هوشنگ را از پيغمبران شمرده و دين مخصوصى به او نسبت داده و گفته است كه دين هوشنگ قديمتر از دين زردشت بوده و حتى تا زمان او ( نيمه دوم قرن هفدهم ميلادى ) در نهان پيروانى داشته كه بهسبب فشار و تعصب از ايران به هند مهاجرت كرده و در آنجا به تأليف و تصنيف كتب پرداختهاند . و در برهان قاطع دربارهء هوشنگ چنين آمده : « گويند ارفخشد « 1 » بن سام او است ، و پيغمبر است ، و كتاب جاويدان خرد كه به جاويد نام اشتهار دارد از او يادگار مانده است . و در فرهنگ آنندراج به نقل از انجمن آراى ناصرى چنين نوشته شده : « و او پادشاهى دانا و بينا و يزدانستاى و عادل بوده ، و او را پارسيان پيغمبر بزرگ شمارند ، و گويند بر وى كتاب آسمانى نازل شده و آن مشتمل بر سى و هشت آيه بوده ، و ساسان پنجم بعد از او آن را ترجمه كرده و داخل كتب پيغمبران عجم نموده ، و او هفتم است بعد از مهاباد . و دساتير اينك حاضر است و مجتمع آن نامها است » . « 2 »
--> ( 1 ) . ارفخشد در تواريخ داستانى پدر نمرود است . ( 2 ) . آنندراج ، ذيل كلمهء هوشنگ .